تبليغاتX
سقوط یک فرشته

 

بهتره افرادی که نظرات چرت و پرت میذارن اونقدر عرضه و جرات داشته باشن

که هم خودشونو معرفی کنن و هم یه ایمیل از خودشون بذارن

تا در اسرع وقت بهشون جواب داده بشه

نویسنده مهدی (M4C) |

دوستان از اونجايي كه فيس بوك واسه ما شده مكافات و ديگه كلاً اونجا تلپ شديم، اين آدرس پيج منه:

 | 

خوشحال ميشم بتونيم اونجا هم دور هم باشيم.

نویسنده مهدی (M4C) |

۱ – یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که ۳ نفر بیشتر نیستن ۵ خط موبایل دارن!

۲ – واسه همکارت ایمیل میفرستی، در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته !

۳ – رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه!

۴ – ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل !

۵ – هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره !

۶ – وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی ، استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری…، بدون توجه به اینکه حد اقل  ۱۰ سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی !

۸ – صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیل و كلوب و فیس بوکته !

۹ – الان در حالیکه این متن رو میخونی، سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی !

۱۰ – اینقدر سرگرم خوندن این متن بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره ۷ نداره !

۱۱ – الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره ۷ رو داشته یا نه !

۱۲ – من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالا حتماً شماره ۷ رو پیداش میکنی، بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی !!

۱۳ – دوباره برمیگردی بالا ولی شماره ۷ رو پیدا نمیکنی…، خب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

۱۴ – مطمئنم اگر این متن رو ادامه بدم میخواین یه بلایی سرم بیاری !

پس …


نویسنده مهدی (M4C) |

عکس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته میگه داداشت زنم داره؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینارو تو قرعه کشی بانک برنده شده!


بعد مشخص شدن ۳ تا از نمره ها و قطعی شدن مشروطی با رفیقمون رفتیم پارک یه بادی به کلمون بخوره، دختره اومده نشسته جلومون هِی چشم و ابرو میاد. رفیقم میگه داره آمار میده!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازی در میاره مارو از این وَضع خارج کنه!


شب ساعت ۱۱ اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !


تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !


یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!


تو خیابون کفتر رو سر دوستم ريد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد!


عروسی خواهرم ماموره اومده دم خونمون میگه عروسیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ختنه سرون بابامه جشن گرفتیم!


به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟ می پرسه ماشینت ریو ئه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لامبورگینیِه قالپاق ریو میندازم یه وقت ریا نشه!


به دوستم میگم : وقتشه که دیگه برات آستین بالا بزنیم، میگه یعنی زن بگیرین ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ وضو بگیریم نماز جماعت بخونیم!


ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم. میگه میخوای بفروشیش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم!


سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، پرسید:  موتور بود؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود!؟


رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ خیال کردی اومدم ۲ تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم!؟


رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!


زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام. بقیش هم آدامس بدین!


لامپ اتاقم سوخته، بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب شه


تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده میگه اون وسط جا نیست؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبیدیم به شیشه یِ در!


پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــ  دارم سجده شکر به جا میارم!


میرم نونوایی میگم حاجی "بش دانا توخومالي كوكه ور". يارو میگه: تورک سن؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ   لرم، آپگرید شدم


یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه اشتباه گرفتم؟

پـَـَـ نــه پـَـَـ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم !


رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه!


داریم راز بقا میبینیم … پرنده داره تخم میذاره … دوستم میگه تخم گذاشت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جیش کرد به صورت بسته بندی شده !


با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره!


به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن … میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !


توی فرودگاه با دوستم داریم از قسمت بازرسی رد میشیم. یه دفعه صدای بوق بلند شده … دوستم میگه یعنی من یه چیز فلزی همرامه ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ چون از بچگی بهت میگفتن شومبول طلا، الان این داره بوق میزنه !


اومدم برنامه رو ببندم. میگه are you sure to quiet?
پـَـَـ نــه پـَـَــ  Just Kidding!


زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده. یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !


رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ میگه می خوای غذا درست کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره!


قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد!


صبح پا شدم رفتم سایپا میگم خانم یه پیش فاکتور ۱۳۲ میخوام، میگه پراید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتی وِیرون مدل ۱۳۲ تحت لیسانس سایپا!


به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛ میگه آقاجون میخواد بره مگه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه!


از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری !

 

 

نویسنده مهدی (M4C) |
مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر

انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط: نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری: انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک: نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.

انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.

نویسنده مهدی (M4C) |
صادقانه بگین چند تا سوالشو درست جواب دادین. خواهشاً تقلب نکنین و قبل از خوندن سوال پاسخ رو نگاه نکنید.

در اینجا چهار سؤال معمولی و یک سوال جایزه وجود دارد. شما باید فوراً به آنها پاسخ دهید. شما نباید وقت زیادی تلف کنید، به همة سوالات فوراً پاسخ دهید.
قبوله؟ پس آماده؟ حرکت!!!

۱) سؤال اول:
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کرده‌اید. از نفر دوم سبقت می‌گیرید. اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟
جواب :
اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، بطور حتم شما دارید اشتباه می‌کنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم می‌شوید!
آیا جوابتان درست بود؟ نه؟ تو سؤال بعدی بیشتر سعی کن. آری/ نه؟ برای جواب دادن به سوال دوم به اندازه‌ای که در سؤال اول وقت تلف کردی، معطل نکن.

۲) سؤال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما…؟
جواب:
اگر پاسخ شما جایگاه یکی‌مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه می‌کنیـد! به من بگو ببینم: تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟
تا اینجا که زیاد خوب نبودی! بودی؟

۳) سؤال سوم:
یه سؤال خیلی ساده ریاضی! توجه: این مسئله فقط باید در کلة شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشین‌ حساب استفاده نکنید.
و حالا سوال:
۱۰۰۰ تا بگیر و ۴۰ تا بهش اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا ۳۰ تا اضافه کن.
۱۰۰۰ تای دیگه اضافه کن.
حالا ۲۰ تا اضافه کن.
حالا ۱۰۰۰ تای دیگه هم اضافه کن.
حالا ۱۰ تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟
جواب:
مجموعش شد ۵۰۰۰ تا؟ جواب درست در حقیقت ۴۱۰۰ می‌باشد! قبول نداری؟ با ماشین حساب خودت چک کن! امروز قطعاً روز تو نیست. میشه سؤال آخر را درست جواب بدی؟

۴) سؤال چهارم:
پدر مریم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِ‌نِ،
نی‌نی،
نُ‌نُ،
اسم دختر پنجم چیه؟
جواب:
نونو؟ نــــــه! البته که نه. اسمش مَریمه! سؤال رو دوباره بخون.

جایزه) خُب، حالا سؤال جایزه:
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، اون میتونه خواسته‌اش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.

حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟
جواب:
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی!

 خودتو چطور دیدی؟

نویسنده مهدی (M4C) |


متولدین فروردین:

دختر یا پسر فرقی نمی کند، شما باید بدانید چون در ماه اول سال به دنیا آمده اید و کنکور ارشد در ماه آخر سال برگزار میشود، روز امتحان دیر از خواب بیدار میشوید، بعد در ترافیک گیر می کنید و احتمالاً از کوچه که رد می شوید زنی با یک سطل آب کف از شما استقبال خواهد کرد (به عبارتی بدرقه) …

از تمام این مخاطرات که بگذرید، جلوی حوزه امتحانی متوجه گم شدن کارت ورود به جلسه تان می شوید بنابراین توصیه می شود بیخود دنبال دردسر نروید و از هرگونه تلاشی برای رسیدن به مقاطع بالاتر دانشگاهی خودداری کنید!

متولدین اردیبهشت:

اول، قدم نورسیده را به مامان و بابا تبریک می گوییم.

تو اگر دختر باشی، اسمت یا رکسانا است یا مرسده و اگر پسر باشی اسمت هوخشتره است یا جغتای!

لزومی ندارد به بقالی سر کوچه تان پز بدهی که بعد از یازده سال فوق قبول شده ای خبر قبولی را احتمالاً در مراسم خاکسپاری یکی از بستگان می شنوی و چنان قهقهه میزنی که گورکن با بیل و صاحب عزا با دسته بیل به دنبالت خواهند دوید.

متولدین خرداد:

همانطور که از اسم ماه تولدتان پیداست، دچار درس خواندن افراطی از نوع طالبانی می باشید (همان خرخوان خودمان) .

دخترهای خردادی یک روز قبل از کنکور ارشد برایشان خواستگاری پیدا می شود (آنهم کچل پلاک لیزری نمره قبرس)، پس بهتر است که دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهای خردادی بدهند (که برای پنجمین بار امتحان می دهند).

متولدین تیر:

یک خبر خوش به شما خواهد رسید. لطفاً جنبه داشته باشید، هیچ ربطی به کنکور ارشد ندارد چون هنوز چند ماهی تا امتحان باقی مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاییدن گاو پدربزرگتان می باشد یا تصویب طرح افزایش وامهای دانشجویی.

فعلاً بهتر است بی خیال فوق شوید و هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شرکت کنید و مطمئن باشید قبول میشوید.

متولدین مرداد:

داوطلب گرامی ستاره بخت شما در دسترس نمی باشد ، لطفاً جهت اطلاع بیشتر با وبلاگ از ما بهترون بخش طالع بینی و فالگیری تماس بگیرید.

متولدین شهریور:

اشتباه نکنیم باید رشته ی هنر باشید، دختر یا پسر خوبم هیچ گنجی بهتر از یک تیپ عجیب و غریب

و هیچ عزتی بالاتر از اینکه موهایت را دم اسبی ببندی، وجود ندارد.

ناصحم گفت: «که جز تیپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: ای ناصح عاقل هنری بهتر از این فوق به چه درد می خورد؟! مهم تیپه، که آخرشی!

متولدین مهر:

متولدین مهرماه، یا پسرند یا دختر (البته یک سری موجودات دیگر را هم شامل می شود، که مد نظر ما نیستند)، دخترها بعد از گرفتن لیسانس در کارگاههای قالیبافی مشغول به کار خواهند شد و پسرها اگر پشتکار داشته باشند، به شاطر خوبی تبدیل می شوند.

بنابراین خانمها در رشته فرش و آقایان در رشته بسکتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

متولدین آبان:

تو احتمالاً یا ترانه پانزده سال داری و یا سکینه شانزده سال و یا اصغر یازده سال، پس توصیه میشود که هر وقت به سن قانونی رسیدید، بروید سراغ این جور امتحانها، فعلاً شیرتان رابخورید.

متولدین آذر:

ای جووونم….. عجب اختر بختی دارید آذریها!

پسرهای متولد آذر، روز امتحان عاشق میشوند و شکل خانه های سیاه پاسخنامه بی شباهت به قلب (نیزه اش فراموش نشود) نخواهد بود البته نیاز به خوندن ندارن چون آذریها خیلی باهوشند .

اما خانمها شما در واحد دانشگاهی هوشنگ آباد سفلی در یک رشته نیمه تابان پیام نور با مدرک معادل، تحت نظر دانشگاه پیام نور (البته با گواهی ISO هفت و هشت ده هزار) قبول خواهید شد.

لابد توقع دارید تحویلتان هم بگیرند ، مواظب خودت باش نابغه!

متولدین دی:

دوست عزیز متأسفانه طالعتان در کنکور خیلی بد است چون شما یا شش سال پشت کنکور میمانید یا هشت سال.

اگر شش سال پشت کنکور ماندید که حتماً دو سال دیگر هم خواهید ماند و سال هشتم قبول می شوید، ولی روز اعلام نتایج دچار عارضه قبلی (منظور همان قلبی است) خواهید شد .

متولدین بهمن:

متولدین این ماه باید قبل از اینکه صبح زود ساعت ۱۲ از خواب بیدار شوند ، توی رختخواب نرمش سنگین انجام داده، بعد ۳۵ دقیقه خمیازه بکشند (کمتر از حد اعتیاد) و مجدداً بخوابند.

این کار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهید تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهید. قبولی شما را آن هم با رتبه تک رقمی تضمین میکنیم.
متولدین اسفند:

عزیز دلم، اسفند، بدترین زمان ممکن برای به دنیا آمدن است آخه، عزیز من، ماه قحطی بود چون امتحان کارشناسی ارشد در این ماه برگزار میشود.

پسرهای متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در ریاضی پس از چند ترم آب خنک خوردن در دانشگاه پیام نور محل، به همان مدرک لیسانس راضی میشوند.

دختر خانمها اگر کمتر سریالهای بیمزه تلویزیون را نگاه کنند، قبولی ارشد جلوی پای آنهاست، اگر نمی بینند به چشم پزشک مراجعه کنند



نویسنده مهدی (M4C) |

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس…
گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم
گفتم کجا روی تو؟ گفت والله خود ندانم
گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم چه گونه ای تو گفتا در بند بیخیالی
گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری
گفتا که می سرایم شعر سپیدباری
گفتم زدولت عشق ؟گفتا که کودتا شد
گفتم رقیب پس چی؟گفتا که کله پا شد
گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم بگو زخالش؟آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز
گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده
گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده
گفتم چرا؟چگونه؟عاقل شدست مجنون؟
گفتا شدید گشته معتاد گرد افیون
گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟
گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم بگو زساقی حالا شدست چه کاره؟
گفتا شدست منشی در دفتر اداره
گفتم بگو ز زاهد آن راهنمای منزل
گفتا به من که بردار دستت را از سر دل
گفتم زساربان گو با کاروان غمها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی
گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدک کو؟آن باد صبح شرقی ؟
گفتا که جای خود را دادست به فکس برقی
گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره
گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد؟
گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟
گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی
گفتا که ادکلن شد درشیشه های رنگی
گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی
گفتا آنچه بودست گشته چلو کبابی
گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟
گفتا به جایش دارم وافور با نگاری
گفتم بلند بوده موی تو آن زمانها
گفتا که حبس بودم از ته زدند آن را
گفتم شما وزندان ؟حافظ مارو گرفتی؟
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی…!


نویسنده مهدی (M4C) |

وقتی داری با دوستت چت می کنی همه کلمه هاتو بچسبون به هم. اصلا اسپیس نزن!


مردم آزاری ینی بری سر کلاس بگی با فلانی کار دارم، استاد میگه چیکارش داری ، میگی مامانش واسش لقمه گرفته، گفته بیام بهش بدم!


یه قوطی پودر لباسشویی تهیه کنید، ته قوطی دوتا مقوا هست که روی هم چسبوندن که محتوی توش بیرون نریزه تنها کاری که باید بکنید اینه که با چاقو این دو تارو از هم جدا کنید جوری که اگه بلندش کنید از زمین، همش خالی شه زیرش خوب حالا برید این قوطی رو بزاری رو یخچال یا یه جای بلند مثلا هود و برید منتظر باشید یکی بیاد برش داره و همش خالی شه روی سرو کلش و زمین و چند تا فحش به خودشو کارخونه سازندشو و زمین و زمان بده!


توی هرفرصتی قوطی ها و بطری های نوشابه گاز دار را تکون بدین و بعد بذارین یکی دیگه در اونو باز کنه!


وتی با دوستتون دارین غذا میخورین خودتونو بزنین به خفگی و از دوستتون بخواین براتون آب بیاره، وقتی رفت تو آشپزخونه، شماهم اون سوسک خوشگله رو که از قبل آماده کردین رو وسط غذاش جاسازی کنین!


وقتی یه نفر با تریپ درست و حسابی کنار خیابون منتظره کسیه از جلوش رد شو و یه سکه بنداز جلوش!


وقتی یه گدا میادو بهت التماس میکنه که بهش کمک کنی، جلوی چشمش یه اسکناس بنداز تو صندوق صداقات و به طرف بگو برو از کمیته بگیر!


اتوبوس که جلوی پات وایساد تا بری سوارش بشی پات بذار روی رکابش و بند کفشت محکم کن. بعد بگو: ممنونم… دستت درد نکنه… برو!


وقتی از کنار یه مغازه رد میشی برو دم درش و به فروشنده بگو: آقا در رو ببندم؟


توی مهمونی وقتی مطمئن شدید که صاحب‌خونه نیست، یه وسیله برقی مثل پنکه رو بزنید به پریز تلفن!


با دوستتان برید سونا، استخر ، با هم یک کمد بگیرید ، بعد از مدتی به بهانه دستشویی بروید و لباستان را بپوشید و لباس او را هم بردارید و برید (این روش تست شده فقط چند تا فحش می خورید، اتفاق خاصه دیگه ای نمیفته)

قبل از اینکه استاد وارد کلاس بشه تمام ماژیک های وایت برد جمع کنین و به جاش گچِ (تخته سیاه) بذارین!


همیشه آدرس درست بده ولی وقتی ماشینش راه افتاد با دوستاتون بلند بزنید زیر خنده تا یارو فکر کنه سر کار گذاشتینش!


اگه دیدین یه دختری با مانتو و روسری نشسته توی تاکسی. بهش بگین آبجی چادرت لای در مونده!


یه کمی عسل و مربا بمال به مقوا و شب بذار بالا سر رفیقت که خواب. تا صبح از نیش پشه ها آبکش میشه!


لباس رفیقتون بندازین توی لگن آب سرد و یه بسته نشاسته بریزین توش. نیم ساعت بعد لباس خیس بذارید جلوی آفتاب تا خشک بشه. به این میگن آهار زدن پارچه!


نویسنده مهدی (M4C) |

 

شب است و ماه می رقصد ،

ستاره نقره می پاشد

نسیم پونه و عطر شقایق ها ز لبهای هوس آلود زنبق بوسه می چیند .

من امّـــا سرد و خاموشم .

خدایم

آه ای خدایم

 صدایت میزنم

بشنو صدایم !

خداوندا :

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شدی از قصه خلقت

از اینجا و از آنجا بودنت !


خداوندا اگر روزی ز عرشت به زیر آیی 

و لباس فقر پوشی

برای لقمه نانی غرورت را به پای نامردان بریزی ....

زمین و آسمانت را کفر میگویی ، نمیگویی ؟

خداوندا اگر با مردم آمیزی 

شتابان در پی روزی

ز پیشانی عرق ریزی

شب آزرده و دل خسته

تهی دست و زبان بسته

بسوی خانه باز آیی ....


زمین و آسمانت را کفر میگویی ، نمیگویی ؟

خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستانی

تن خسته خویش را بر سایه دیواری به خاک بسپاری

لبت را بر كاسه ی مسين قیر اندود بگذاری

اندکی آنطرف تر کاخ های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد ....

زمین و آسمانت را کفر میگویی ، نمیگویی ؟


خدایا ! خالقا !

بس کن جنایت را

بس کن تو ظلمت را!


تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی 

تو خود گفتی که نا مردان بهشت را نمی بینند

ولی من با دو چشم خویشتن دیدم

که نا مردان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ می سازند ....


خدایا !

خالقا !

بس کن جنایت را

بس کن تو ظلمت را !


تو خود گفتی اگر اهریمن شهوت

بر انسان حکم فرماید

تو او را با صلیب خشم خويش مصلوب خواهی کرد !

ولی من با دو چشم خویشتن دیدم

پدر با نورسته خویش گرم میگیرد !

برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیرد !

من اما دیده ام چشمان شهوت انگیز فرزندی 

که بر اندام لخت مادرش دزدانه می لغزد !

خداوندا تو می گفتی زنا زشت است

و من دانم که ، عیسی زاده طبع زنا زاد خداوندیست !


خدایا !

 خالقا !

بس کن جنایت را

بس کن تو ظلمت را !


تو خود سلطان تبعیضی 

تو خود فتنه انگیزی

اگر در روز خلقت مست نمی کردی

یکی را همچون من بدبخت

یکی را بی دلیل آقا نمی کردی

جهانی را اینچنین غوغا نمی کردی !


هرگز این سازها شادم نمی سازد

دگر فریادها در سینه تنگم نمي گنجد

دگر آهم نمی گیرد 

دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد

دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد

دگر بنگ باده و تریاک هم آرامم نمی سازد !


نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید

نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد

اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد

برای نا مرادی های دل باشد !


خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟

فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟

اگر عدل است این ،

پس ظلم ناهنجار یعنی چه ؟


به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد

که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم :

پس خدا کو ؟ ....  پس خدا کو ؟

 

خدایی کز سرشک شعله‌ آلودم بدین‌سان بی‌خبر باشد

خدا نیست !

خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد

خدا نیست !


شما ای مدعياني كه می گویید خدایی هست و برای او صفتهای توانا را روا دارید !

بگویید تا بفهمم :

پس چرا اشك مرا هرگز نمی بیند ؟

چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید ؟

چرا او این چنین کور و کر و لال است ؟

و یا شاید درون بارگاه خویش

میان همسران لخت و عریانش

به روی بستر صد ‌نقش و رنگینش

كسي لب بر لبانش مست بنهاده !

 

و شاید اینکه دیگر پیر گشته 

طاقت و صبرش کنون از دست رفته

کنون از دست داده آن صفتها را

گوشه‌گیری را میان خانقاه خود گزیده !

 
چرا در پرده می گویم ؟

خدا هرگز نمی باشد.

خدا هیچ است

خدا پوچ است

خدا نه شعله است و نه دود است !

 

به روی پاک صحبتهای گلرنگ

به داغ سینه آن لاله سوگند

به رویاهای آن دیوانه منگ

 که من هرگز نه بشناسم خدا را !


خدا یعنی غم و درد

خدا یعنی می‌ ناب

خدا یعنی لب یار !


من امشب ناله نی را خدا دانم

من اكنون ساغر و می را خدا دانم

خدای من دگر پاكتي سيگار می باشد

خدای من شراب كهنه و خون رنگ می باشد

مرا سينه گرم لاله رخسارم خدا باشد !


خدا هیچ است

خدا پوچ است

خدا جسمی است بی معنی

خدا یک لفظ شیرین است

خدا رویایی رنگین است !


شب است و ماه میرقصد ، 

ستاره نقره می پاشد

من اما در سکوت و خلوتم آهسته میگریم 

اگر حق است زدم زیر خدایی !

 

زبانم لال ،

چشمم کور ،

عجب بی پرده من امشب سخن راندم !

چرا توهین به درگاه خدای خویش می‌کردم ؟

چرا بی‌آنکه خود خواهم دلم راضی بیان بنمود ؟

اگر مستانه گناهی ز من دیوانه سرزد ،

ببخشیدم ، ببخشیدم ، ببخشیدم .

و اما نه !

چرا من روسیه باشم !؟

چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازد !؟

نوای ساز رامشگر ،

لب مستانه دلبر ،

می رقصند در ساغر ،

همه و همه گناهکارند که از خویشم به در کردند !

و بین هست و هوشیاری مرا وادار بر این یاوه ها کردند !

بله من بی گناهم .... بی گناهم .... بی گناهم !

 

 

 

نویسنده مهدی (M4C) |

چرا خدا زن ها را آفرید؟

1. هدف خاصی نبود

2. گِل اضافه مونده بود

3. نسخه آزمایشی بود

4. اصلا کار خدا نبود

چرا خدا زن ها را از روی زمین برنمی دارد؟

1. از نظر خدا زن ها وجود خارجی ندارن

2. مگه ما روی زمین زن هم داریم؟

3. وجود زن برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد

4. حالا چه عجله ایه؟

اگر خدا زن ها را نمی آفرید چی می آفرید؟

1. چیز خاصی نمی آفرید

2. پیراشکی

3. خروس دریایی

4. فضای خالی

اگر جمعیت زن ها منقرض شود چه می شود؟

1. مگه قراره اتفاقی بیفته

2. شيطان بيكار ميمونه، مردا صفا

3. اکوسیستم به شرایط طبيعي برمی گرده

4. اعصاب آروم براي تموم موجودات

چه وقت زن ها عاشق می شوند؟

1. چه وقت زن ها عاشق نمی شوند!؟

2. هر وقت مامانشون بگه

3. چون یکدفعه میشن خودشون هم نمی دونن که کی میشن

4. یک روز از همین روزا !

زن ها چه وقت عشق  قبلی خود را فراموش می کنند؟

1. همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنن

2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش مرد عوض میشه (قانون 1 نیوزن)

3. بستگی تمام و كمال به میزان پروژسترون داره.

4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.

زن ها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1. هر شب

2. هر وقت که خدا بخواد

3. هر وقت فاميل براش حرف دربيارن

4. سیکل خاصی نداره

زن ها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کاري می کنند؟

1. اونموقع نمی تونن کار خاصی بکنن!

2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن يك کاری بکنن!

3. به مامانشون می گن که يه کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!

4. میرن کلاس ايروبيك!!

وقتی زن ها خواستگار دارند چه ميگويند؟

1. چیزی نمیگن چون ذوق ميكنن

2. وقت نمی کنن چیزی بگن

3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه

4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی میگن

زن ها چطور مرد زندگیشان رو پيدا ميكنند؟

1. با دست

2. با تور

3. با چنگول

4. با زبون

معیار زن ها برای انتخاب همسر چيست؟

1. هر که پیش آمد خوش آمد

2. به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه

3. ده بیست سی چهل

4. مرد مثل پارچه می مونه هر روز يك مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد (آخرشم ميترشن!)


چند بار گفتید واقعاً، واقعاً ؟؟

پس نتیجه اینكه: خدا زن ها را بوجود آورد كه گاهی مردها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند !

و البته كلي هم بدوبيراه نثار من بكنن!


نویسنده مهدی (M4C) |
 

این روزا همه رپ می خونن شما چطور؟ 


اگه شما هم می خوای رپر شی باید به این دستورالعمل عمل کنی شاید یه روز تونستی با یاس هم feat کنی!


فاز اول (مقدمات رپ خوندن) 


۱-مرحله ی اول رپر شدن گوش کردن چند تا آهنگه تو این مرحله گوش کردن آهنگ های یاس یا زدبازی پیشنهاد می شه لطفا اول کار از گوش کردن آهنگای خارجی به شدت پرهیز کنید چون به غیر از گیج شدن از شنیدن یه سری اراجیف هیچی دستگیرتون نمی شه! 


۲-مرحله ی دوم اینه که باید حداقل چند شب رو تو خیابون ها خوابیده باشی. بالاخره شما که نمی خوای از این رپ خون های زپرتی باشی که می خوای؟ شما می خوای خبرنگار خیابون ها باشی( دیس شوک از عرفان) 
دلیل دیگه ی این کار اینه که اگه ایشالا بعدا خواستی آهنگ اجتماعی بخونی حداقل حرفت راست باشه که با درد جامعه آشنایی. 


فاز دوم (آماده سازی) 


۳-شما باید استایل خودتون رو انتخاب کنید. یا لباس گشاد به سبک رپر های آمریکایی یا لباس مانکنی و تنگ تنگ به سبک رپر های تازه از تخم در اومده ی خودمون! 


۴-مهمترین بخش انتخاب یه اسم درست درمونه. این اسم می تونه مرکب باشه یعنی بخش اول اسم خودتون و بخش دوم یه اسم چرت و پرت(امیر تتلو!) بخش دوم اسم هرچی ضایع تر باشه بیشتر به دانلود آهنگاتون کمک می کنه. اسم های پیشنهادی ما واسه این بخش : کامبیز داغون,اصغر آس و پاس,سامان فاضلاب,کامران غولتشن و… 


۵-حالا تمام عزم خود رو برای کش رفتن یه بیت درست و درمون جزم کنید. بیت های ۵۰CENT یا ۲pac به شدت پیشنهاد می شه. بعد از بیت نوبت یه تکسته. لطفا تو این مبحث از کش رفتن تکست های دیگران خودداری کنید. 
تکست هرچی مزخرف تر باشه بهتر(تکست های آهنگ های ساسی مانکن) از هرچی دم دستتون اومد واسه قافیه سازی استفاده کنید(باز هم آهنگهای ساسی مانکن) 


۶-حالا یه استودیوی خوب پیدا کنید تا بتونید استعداد خودتون رو تو اون شکوفا کنید. اگه هیچ استودیویی به صدای پر مغز ! شما بها نداد سر خورده نشید بالاخره با یه میکروفون و یه کامپیوتر هم کارتون حل می شه فقط بدون میکس و مسترینگ!


۷-تو آهنگهای اولتون سعی کنید یکم بیشتر پول خرج کنید و با یه رپر یه کم مشهور تر feat کنید. تو این مرحله فیت کردن با ساسی مانکن به شدت زیاد پیشنهاد می شه! 


۸-بهتون تبریک می گم شما اولین آهنگتون رو فرستادی صفحه اول سایت رپفا! 
فاز سوم(مراحل حرفه ای کار) 


۹-تو دو سه تا آهنگ بعدی هم سعی کن آویزون یه نفر بشی و باهاش بخونی این جوری بهتره بیشتر شنیده می شی. 


۱۰-حالا که یکم سرشناس شدی راه خودت رو مشخص کن ببین می خوای چی بخونی: اجتماعی یا ۶٫۸ یا پارتی یا دیس لاو یا … 


۱۱-حالا وقتشه باید شجاعت به خرج بدی و اولین آهنگ مستقل خودت رو بدی بیرون. این یه ریسکه یا بین رپ گوش کن ها پذیرفته می شی یا باید رپ رو ببوسی بذاری طاقچه. 


۱۲-تو آهنگا از دیس کردن رپر های دیگه به شدت پرهیز کن چون دیگه دیس کردن قدیمی شده.


۱۳-یه مدتی آهنگ نخون این جوری معروفیتت بیشتر می شه( حسین ابلیس یا فلاکت) 


۱۴-حالا باید با برو بکس محلتون یا بکس فامیل یه گروه تشکیل بدید اسمش هم هرچی خواستی میتونید بذاریدمثل: اسم محلتون، شماره پلاک ماشین بابات، اسم یه جونور، کد شهرتون و…

 

 

نویسنده مهدی (M4C) |


از رفتگر محله عیدی بگیرید. 

گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره. 

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه. 

جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید… 

با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !

به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، ابومسلم را تشویق کنید ! 

هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی . 

پیراهن را روی کت بپوشید. 

ماست را با چنگال بخورید. 

با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید ! 

زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه. 

سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه. 

برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید. 

دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره. 

سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه. 

جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید. 

داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم” 

دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید. 

جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.

 

 

نویسنده مهدی (M4C) |